پاک سا زی زبان پارسی

پاک سا زی زبان پارسی

 

اثر=کار‌آيی . اجمال=کوتاه.اجرا=انجام.احتراما =با بزرگداشت.اخير =پايانی.آدرس=نشانی.ارتباط=پيوند.آرشيو=بايگانی.ارسال=فرستادن.

ارجاع=فرستادن.ارائه=پديدار کردن.ارتقاء=بالا بردن .استنتاج=بدست آوردن.استفاده =سود کاربری.استعمال دخانيات ممنوع=خواهشمند است سيگار نکشيد.استرداد =بازگرداندن.اصولی =ريشه ای.اصلی ترين =ريشه ای ترين.اطمينان =استواری.

اعتماد =پشتگرمی.اعمال نظر=انجام خواسته.اقبال عمومی =رويکرد همگانی.اقليت

=کمترين.اکثريت=بيشترين.امتياز=برتری.امتيازات =برتری ها.امکانات =توانايی ها،

 داشته ها.آن جناب =سرکار.انطباق =برابری.انتخاب=گزينش.اولويت =برتری.اوليه=نخستين.اولين =نخستين.اهم=برجسته ترين.ايام=روزها.

ايزد منان =يزدان پيروزگر.ايده =آرمان.بدين وسيله=بدين گونه.بديهی =روشن.

به تعداد=به شماره.پاراگراف=بند.پروژه=برنامه.پروسه=فرآيند.تبليغ=نماياندن آگهی.تجهيزات =آگاهی ها.تحليل نهايی =واپسين نگارش.

تحقيق = پژوهش.تخفيف=کاهش.تسهيلات=ياری ها.تسليت =دلداری.تشکيل =ساختن.تصوير =نگاره.تعداد =شمار شمارگان.

تعرفه =ميزان نامه.تغيير=دگرگونی.تقديرنامه =سپاسنامه.تکيه=پشت دادن.

تکميل=به پايان رساندن.تماس=برخورد.تمام =همه.تنظيم =هماهنگی.

توجهات=نگرش ها.توليد=فراوری .تولد=زادروز

جايزه=پاداش.جاری =روان.جريان=روايی.جلسه=انجمن نشست. جلب=فراخوانی.جهت=روی.حاوی=دربرگيرنده.حاضر=آماده.

حسب الامر=بر اساس فرمايش.حضور=پيشگاه.خدمت=پيشگاه.

خصوص =ويژه.خطاب =سخن.خطر=ناگواری.در مقايسه با=در سنجش با.

در وجه شما=برای شما.دقيق=درست تيزنگر.دقت=تيزنگری.

ذيل=زير.ذکر=يادآوری.ذهن =انديشه.سرويس دهی=توانبخشی.

سطح=رويه پايه.سعادت =خوشبختی.سهم =بهره.شاخص=روشن نمودار.

صادقانه =براستی.صادر=فرستادن.صحيح=درست.صرف =به کارگيری.

 صفحه= برگه.

صلاحديد=نيکخواهانه.صميمانه=پايمردانه.اين مدت=در اين... .

ضمنا=در پيوست.ضمن اينکه=پيوست به اينکه.ضوابط =بندها.

طبی=پزشکی.

طبعا=به خودیخود. طريق=راه.عبارت=گزاره.عرضه=نمايش.عطف=بازگشت.

عنوان=پاژنام.فعاليت=کوشش.فرم=پيکر گونه.فقط=تنها

فوری=بی درنگ.فوق=يادشده.قابل توجه=در خور نگرش.قبل=پيش.

قوام=پايداری.قيمت=بها.کاملا=سراسر.کسب=درآمد.کما فی السابق=همچنان.

کمپين تبليغاتی=برنامه آگهی.کميته=گروه.کليه =همه.کنترل=در شمار آوردن. کيفيت=چگونگی.کلا=همگی.لازم=بايسته.لازم الاجرا=بايسته انجام است.

لحاظ=ديدگاه.لحاظ کنيد =بنگريد.ليست=فهرست

مبذول فرماييد=فرمان دهيد.مباحثات =گفتگوها.متخصص=کارآزموده.

متمم=پايان بخش.متقاضی=خواستار.متحول=دگرگون.مجبور=ناچار.

محوله=سپرده شده.محموله =بار.محاسبه =شمارش.محترم=گرامی.

مختصرا=گزيده.مخاطبين=شنونده بيننده.مختلف=گوناگون.مدير=گرداننده.

مذاکرات=گفتگوها.مراتب=چگونگی.مراجعه=بازگشت.مرسوله =فرستاده.

مرسوم=به آيين.مرجوع=بازگشت.مسائل=دشواری ها پرسشها.

مستدعی=خواهشمند.مستقل=بدون وابستگی

مشاوره=رايزنی.مشکل=دشواری.مشابه=همانند.مصاحبه=گفتگو.

مصرند=پای می فشارند.مطالعه=خواندن.معتبر =به نام.معروف=شناخته شده.

معادل=برابر.معادل اين مبلغ=برابر اين پول.مفاد=گفتارها.

مقدور =شدنی.مقبول=پذيرفته.مقامات=سروران.مکتوب=نوشته.

منعقده=بسته شده.منطبق=برابر.مواد اوليه=ماده های نخستين.

موارد= نکته ها.موفق=پيروز. موفقيت نسبی=کمابيش پيروزی.موضوع=باره.موجبات=بايسته ها.موثر=کارايی.

موجود =هستی.موجودی=دارايی.مويد=بيانگر.مويد باشيد=پيروز باشيد.

مهم=برجسته.نتيجه=بازده.نسبت=در برابر.نظارت=بازرسی.نهايت=پايان.

وظيفه =خويشکاری.همت=تلاش

سيزده خط براي زندگي

 دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .
هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .
هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني.
خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .

گابريل گارسيا ماركز

منبع : آوای آزاد

تو ...

 

تو که چشمات آبی چطوری سبزی جنگلا رو می بینی؟

تو که چشمات سبزه آبی پهن دریا رو چه رنگی می بینی؟

تو که چشمات رنگ روزای بارونی! تو دنیا رو چه جوری می بینی؟ آفتابی؟

توکه چشمات رنگ خورشید چرا همه جا رو تاریک می بینی

چرا آدما روسیاه می بینی

تو که چشمات قهوه­ای حتماً دنیا رو یه عالمه درخت می بینی هان؟ اگه یه کمی سرتو بالا بگیری حتماً برگای سبز درختا رو می بینی

من که چشمام مشکی !!!

من دریا رو مثل چشمای تو آبی می بینم

جنگلا رو مثل چشمای تو سبز

من روزای بارونی رو مثل چشمای تو می بینم اما پر از عشق با یه نسیم خنک که از پیرهن نازکم بگذره و به تنم برسه

چشمام مشکی اما خورشید و زرد می بینم زرد و بزرگ و دنیا رو از نگاه خورشیدی تو پر از زندگی همونطوری که نگام می کردی و دنیا رو تو چشام می ریختی

با قهوه ای چشمای تو جاده ها رو می بینم و درختای کنار جاده رو اگه یه خورده سرمو بالا بگیرم می دونم که سبزی درختا رو می بینم اگه باز یه خورده سرمو بالاتر بگیرم آبی آسمون رو هم حتماً می بینم باز اگه سرمو روبروی آسمون بگیرم خورشید گرم و نگاه گرم ترِِِِتو رو می بینم باز اگه روبرو رو ببینم می تونم آبی دریا رو ببینم

برای همه­ی آدمای زندگیم که یا تو کوچه دلم موندن یا ازش گذشتن اونا که موندن قدمشون روی چشم و اونا که رفتن یه کاسه آب پشت سرشون می ریزم تا همیشه شاد باشن حتا اگه هیچ­وقت برنگشتن

 

LOVE...

Love

Fish Kiss